کد خبر : 835
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ - ۶:۰۲

برای فرهاد ابراهیمی خالق ترانه آیریلیق؛

حمید رستمی ؛

خیالت خواب از چشمانمان ربوده!

خیالت خواب از چشمانمان ربوده!
ترانه « آیریلیق» شهرت جهانی دارد. شاید خیلی ها این ماهنی ( ترانه ) را یکی از صدها ترانه فولکولوریک آذربایجان بدانند؛

ترانه « آیریلیق» شهرت جهانی دارد. شاید خیلی ها این ماهنی ( ترانه ) را یکی از صدها ترانه فولکولوریک آذربایجان بدانند که سینه به سینه از نسلی به نسلی دیگر رسیده و هر کسی مختصر آشنایی با زبان ترکی داشته باشد خاطره یی از آن را با خود حمل می کند. اما واقعیت این است که این ترانه سروده فرهاد (رجب) ابراهیمی است که بیستم بهمن ماه سال نود و هفت چشم از جهان فرو بست تا ترانه جدایی و تنهایی را یک بار برای همیشه بسراید.

رجب‌ابراهیمی ملقب به فرهاد متولد ۱۳۱۴ در روستای کورعباسلو در بیست کیلومتری اردبیل ، که در ده سالگی همراه خانواده به تهران مهاجرت کرده بود و در مصاحبه یی این مهاجرت را به جدا کردن بره یی شیرخواره از مادرش تشبیه می کند و از دلتنگی هایش برای کوهستان می گوید که رفته رفته او را به سمت مطالعه و نوشتن سوق می دهد. همه اینها در ادامه با یک ماجرای عاشقانه هم توام می شود و او سرایش شعرهایی کوتاه را آغاز می کند.
در شبانگاه دهم مهرماه ۱۳۳۵ رنج عشق او را به بی خوابی می کشاند. دلتنگ و غریب و بی کس ، شعری می گوید در چهاربند که مطلعش این چنین بود:
گنجه لر فیکریندن یاتا بیلمیرم
بو فیکری باشیمدان آتا بیلمیرم
آیریلیق آیریلیق آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

ده پانزده روز بعد ۵ بند هم به این شعر اضافه می کند. ولی همه اینها زمانی ست که او در تهران شاگرد یک کفاش است و روزانه شعرهایش را در دفترچه یی می نویسد و در خلوت خود های های گریه می کند بر عشقی که دچارش شده و وصالی که خارج از دسترس است. استاد کفاش یکبار هنگام شعر نوشتن مچ اش را می گیرد و او را مجبور می کند که شعرها را برایش بخواند. با شنیدن اشعار، آستین ها را بالا می زند تا این شعرها را به دست اهلش برساند. خواهر بزرگ بیوک آقای کفاش پیش « وارتوش» خیاطی یاد می گرفت، او شعرها را به وارتوش داد تا آنها را به دست “علی سلیمی” نوازنده چیره دست تارِ آذربایجان که آهنگسازی هم می کرد برساند.
آن زمان رادیو ایران هر روز نیم ساعت موسیقی اذربایجان پخش می کرد: “یک روز بیوک آقا صاحب کارم من را به دفترش دعوت کرد. رادیو درحال پخش موسیقی بود که یک دفعه اسم من را گفت: « شعر از فرهاد، آهنگ از علی سلیمی» در جا خشکم زد. رنگم سفید شد عین گچ. گفتم : « بیوک آقا، این چی میگه؟» گفت: “هیچی شعرت ترانه شده!”

اول ترانه آیریلیق و چند روز بعد ترانه
“آغلاما” و بعداز آن ” آچیل سحر” پخش می شود کمی بعد استاد سلیمی که هنوز با “وارتوش” ازدواج نکرده بود به دیدن فرهاد می روند و این نقطه آغاز دوستی و همکاری این دو هنرمند می شود که به جذب ابراهیمی به رادیو می انجامد.

ترانه ماندگار آیریلیق را اولین بار بانو “وارتوش” اجرا می کند ولی هنوز آن اتفاق خاص که قرار بود بیفتد نیفتاده است. چند سال بعد « رشید بهبود اف» خواننده نامدار آذربایجان برای اجرای برنامه به ایران می آید و این سکوی پرتابی می شود برای فرهاد.
“رشید بهبوداف” که در میانسالی به تیر غیب گرفتار آمد و به طرز کاملا مشکوکی از دنیا رفت صدای خاص و مخملین داشت . جالب اینکه « رشید » علاقه زیادی هم به اجرای تصنیف های فارسی داشت که یکی از آنها اجرای دلپذیر تصنیف ماندگار «بهار دلکش» است که با صدا و لهجه او حلاوت خاص خود را دارد.
استاد سلیمی در این سفر تعدادی شعر از شاعران ترک زبان ایران به “رشید” تقدیم می کند تا در صورت صلاحدید آنها را اجرا کند که سه تا از این شعرها متعلق به ابراهیمی بود و گل سر سبد آنها “آیریلیق” .
رشید بعد از بازگشت به باکو به زیبایی هر چه تمامتر آیریلیق را خواند تا خیلی زود قلبها را تسخیر کرده و محبوبیت جهانی برای این “ماهنی” رقم زند. چند سال بعد از این ماجرا بانو «فائقه آتشین» هم که اصالتی آذربایجانی دارد با اجرایی منحصر بفرد این ترانه را زبانزد خاص وعام کرد تا اینکه امروز بعد از گذشت ۶۲ سال از سرایش این « ماهنی» دست کم صد و پنجاه نفر از خواننده های ایران، آذربایجان، ترکیه و … اجراهای متعددی از آن داشته باشند. به گونه یی که در آذربایجان و ترکیه تقریبا هر خواننده یی دست کم یک اجرا از آن داشته است. ترانه یی که یادآور تلخی های پایان ناپذیر جدایی و هجران عاشقان بی مزار این دیار است.
حالا فرهاد ابراهیمی که ترانه هایش را در یک کتاب جمع کرده و اسم آیریلیق را بر آن گذاشته و روانه بازار کرده بود در تنهایی متداول پیرانگی به دنیای دیگر شتافت و به دست غسالی رسید که روزی چند بار این ترانه را زیر لب زمزمه می کند بدون آنکه حتی حدس بزند کسی که زیر دستش خاموش و بی صدا سراپا گوش شده سراینده همین جدایی ابدی ست و چه کسی ست که نداند این ابیات بی پدر و مادر چه لحظات عاشقانه بی برای ترک زبانان خلق کرده است؟ همین یک ترانه برای جاودانگی اش کفایت می کند!

انتهای پیام /

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.